X
تبلیغات
زندگی سخت ساده است

زندگی سخت ساده است

ما را زندگی ساخت ای کاش شما را اندیشه ها بسازد

آیین ویژه در آستانه عید قربان

"حيات حاجي " سنت قديمي ديلمي ها در آستانه عيد قربان

 

روزقربان ، روزی پر خاطره است . روزی که بوی بندگی خالص ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را می دهد . روزی که قرنها پیش پدر و پسری ، سرافراز از امتحانی بزرگ ، مدال افتخار به سینه آویختند و عید بزرگ اضحی و آیین ذبح قربانی ، با ایثارآنان و هدیه بهشتی جبرئیل به یادگار ماند.

 به همین مناسبت ديلمي ها طبق سنت قديمي حيات حاجي بـا رفتن بـه سـاحل شهرشان بـراي حجاج آرزوي سلامتي کردند ساکنان اين بندر باستاني همزمان با شب عيدسعيد قربان با در دست داشتن سمنو ، نقل ، شيريني و سبزه هايي که از قبل آماده کرده اند به ساحل خليج فارس رفتند و سبزه را با خواندن اشعار مذهبي و دعا و آرزوي سلامتي و قبولي طاعات حاجيان در دريا رها کردند، سنت حيات حاجي يادگار روزگاري است که مردم اين ديار با کشتي بادباني به حج مشرف مي شدند. ديلم در شمال استان بوشهر واقع است.

 

 

  خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد           كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد

 

 

                                                 عید قربان بر همگان مبارک باد  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 20:50  توسط مهران صادقی  | 

خداحافظ رمضان

لحظات آخر- وداع با رمضان

 

دگر چیزی به پایان ماه رمضان نمونده ، عمر بار دگر در حال گذر است....چه شور و هیجان خاصی داشت ماه مهمانی خدا، چه حال و هوایی داشت ماه خودسازی....

 

می گویند یکی از فلسفه های روزه گرفتن این است تا بیشتر به امور معنوی و عبادی بپردازیم و آماده بشیم برای ارتباط با عالم غیب و بنده ی او شدن.

وقتی خودمان را با فلسفه گفته فوق مقایسه می کنیم، ممکن است پرسش های فراوانی در ذهنمان تداعی شود....اینکه واقعا" در این ماه

 

جقدر تونستیم معبود خویش را در کنارمان حس و جست و جو کنیم و چقدر فکر می کنیم به او نزدیک شده ایم؟ چقدر به فراخور وسع خویش ، خوراکی  برای بازکردن روزه روزه داران به مساجد برده ایم؟ چقدر به نماز و روزه و مناجات و قرآن بر سر گرفتن  ، توبه و استغفار پرداخته ایم؟ آیا از خداوند طلب دنیای بهتری کرده ایم؟ آیا هیچ فکر کرده اید شاید سال دگر نباشیم و تکرار نشود؟ آیا خدای نا کرده  در روزهای آخرحالتی برایمان پیش آمده که احساس کنید از دست عبادت در این ماه خسته شده ایم؟ آیا براستی فقط در این فکر بوده ایم که با پیچیدن نوای دلنشین "ربنا" در فضای کوچه ها و خیابان ها سفره هایمان را با خرما ، حلیم ، حلوا ، زولبیا بامیه و شله زرد و ... برای افطاری و یا سحری بیش از حد رنگین کنیم؟.....براستی  که اینها از مومن به دورند ، چرا که مومن همواره بایستی به یاد همسایه تنگدستش باشد و  به سان حضرت علی (ع) نان و خرمای خویش را با آنان قسمت کند.  و در آخر اینکه ، چه خوب است روز آخر همدیگر را در آغوش بکشیم و از یک دگر حلالیت بطلبیم.

 

به امید روزی که محکم و جانانه در جهت کشف لقمه های نور و نورانیت قدم بزنیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 2:29  توسط مهران صادقی  | 

ازدواج پایدار

ازدواج يك اتفاق مهم و مبارك در زندگي جوانهاست، بي اغراق مي توان گفت تقريبا" هيچ جواني نيست كه در آرزوي يك ازدواج خوب و موفقيت آميز نباشد. انتخاب يك همسر خوب ، همسري كه همراه و همدمي صميمي باشد از اصلي ترين دغدغه هاي آنان است.ازدواج به فرموده حضرت رسول اكرم (ص) نيمي از ايمان شخص است و بدون آن ايمان او كامل نيست. ازدواج مي تواند مرد يا زن را به اوج برساند و طعم واقعي خوشبختي را به آنها بچشاند.

باز هم بدون غلو و مبالغه مي توان ادعا كرد هيچ جواني نيست كه با دست خودش چاهي بر سر راه خودش بكند و به ازدواجي تن دهد كه حاصلش جنگ و دعواي هر روزه و در نهايت جدايي باشد. همه جوانها به اميد يك زندگي مشترك شيرين و با دوام سر سفره عقد مي نشينند و در فضايي كه از بوي كندر و اسپند آكنده است ، شادمانه به خانه بخت مي روند.

اما چه مي شود كه گاهي- و متأسفانه در سالهاي اخير بيشتر- بعضي از ازدواج ها به بن بست مي رسد؟ آن لبخندهاي سپيد و عاشقانه چرا يكباره به اخم و گريه و دشنام و دشمني تبديل مي شود؟ چرا عهدها و پيمانهايي كه قرار بود يك عمر محكم و ناگسستني باشد، ظرف شش ماه ، يك سال و....شكسته مي شود؟ مسلما" در اين مقال  و مجال كوتاه نمي توان به آسيب شناسي اين واقعه پرداخت ، اما به ضرس قاطع مي توان گفت اگر خشت اول را محكم بگذاريم ، بناي خانواده پايدار خواهد ماند. متأسفانه ملاك بعضي ها براي انتخاب همسر مسائل ظاهري ، پول و موقعيت اجتماعي فرد است و به جرأت مي توان گفت ايمان و اخلاق را در رده هاي بعدي قرار مي دهند و شايد هم به طور كلي نسبت به آن بي اعتنا باشند!

ازدواج حضرت امام علي (ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) كه اتفاقا" دهم آذر ( اول ذي الحجه) سالروز اين پيوند فرخنده و آسماني است ، مي تواند الگوي خوبي براي جوانان و خانواده ها باشد.

آيا حضرت رسول اكرم (ص) در انتخاب حضرت علي(ع) به عنوان داماد به پول و خانه و امثالهم توجه كرد  يا به ايمان و اخلاق و ديگر حسنات و صفات انساني و الهي او ؟

اگر در انتخاب همسر ايمان و اخلاق سالم و زيبايي باطن اصل قرار داده شود ، مطمئنا" هيچ ازدواجي به طلاق نخواهد انجاميد. اگر زوجين در همه حال خدا را ياد و به او توكل كنند و صداقت و سلامت نفس داشته باشند، مكمل يكديگر خواهند بود و با هم به عرش خواهند رسيد. ان شاء الله.......  

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 0:36  توسط مهران صادقی  | 

قلب

.. قلب .. 

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم

که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم

تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از

پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو

قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..ولي اين بود اون حرفات..حتي

براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و

 ديگر چيزي نفهميد...

چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر

گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت

کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن

چنين نوشته شده بود: 

 سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت

نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت

بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.

(عاشقتم تا بينهايت)

دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به

خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم......

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 18:3  توسط مهران صادقی  | 

راز پنج(5) دقیقه

 

 این متنو جایی خوندم دوست دارم دوستای عزیزم هم بخونن واقعا چقدر زود دیر می شه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 در يك پارك زني با يك مرد روي نيمكت نشسته بودند و به كودكاني كه در حال بازي بودند نگاه مي­كردند كه در حال بازي بودند . زن رو به مرد كرد و گفت پسري كه لباس ورزشي قرمز دارد و از سرسره بالا مي­رود پسر من است .

مرد در جواب گفت : چه پسر زيبايي و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسري كه تاب بازي مي­كرد اشاره كرد .
مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : تامي وقت رفتن است .

تامي كه دلش نمي­آمد از تاب پايين بيايد با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقيقه . باشه ؟

مرد سرش را تكان داد و قبول كرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقايقي گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : تامي دير مي­شود برويم . ولي تامي باز خواهش كرد 5 دقيقه اين دفعه قول مي­دهم .

مرد لبخند زد و باز قبول كرد . زن رو به مرد كرد و گفت : شما آدم خونسردي هستيد ولي فكر نمي­كنيد پسرتان با اين كارها لوس بشود ؟

مرد جواب داد دو سال پيش يك راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­سواري زير گرفت و كشت . من هيچ­گاه براي سام وقت كافي نگذاشته بودم . و هميشه به خاطر اين موضوع غصه مي­خورم . ولي حالا تصميم گرفتم اين اشتباه را در مورد تامي تكرار نكنم . تامي فكر مي­كند كه 5 دقيقه بيش­تر براي بازي كردن وقت دارد ولي حقيقت آن است كه من 5 دقيقه بيشتر وقت مي­دهم تا بازي كردن و شادي او را ببينم . 5 دقيقه­اي كه ديگر هرگز نمي­توانم بودن در كنار سام ِ از دست رفته­ام را تجربه كنم .

بعضي وقتها آدم قدر داشته­ها رو خيلي دير متوجه مي­شه . 5 دقيقه ، 10 دقيقه ، و حتي يك روز در كنار عزيزان و خانواده ، مي­تونه به خاطره­اي فراموش نشدني تبديل بشه . ما گاهي آنقدر خودمون رو درگير مسا ئل روزمره مي­كنيم كه واقعا ً وقت ، انرژي ، فكر و حتي حوصله براي خانواده و عزيزانمون نداريم . روزها و لحظاتي رو كه ممكنه ديگه امكان بازگردوندنش رو نداريم .

اين مسئله در ميان جوانترها زياد به چشم مي­خوره . ضرر نمي­كنيد اگر براي يك روز شده دست مادر و پدرتون رو بگيريد و به تفريح ببريد . يك روز در كنار خانواده ، يك وعده غذا خوردن در طبيعت ، خوردن چاي كه روي آتيش درست شده باشه و هزار و يك كار لذت بخش ديگه .

قدر عزيزانتون رو بدونيد . هميشه مي­شه دوست پيدا كرد و با اونها خوش گذروند ، اما هميشه نعمت بزرگ يعني پدر و مادر و خواهر و برادر در كنار ما نيست . ممكنه روزي سايه عزيزانمون توي زندگي ما نباشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 17:47  توسط مهران صادقی  | 

حقوق و دستمزد و نحوه ی پرداخت آن

 

زياد مهم نيست كه به مديران ارشد سازمان چقدر حقوق و دستمزد پرداخت مي كنيد ، بلكه آنچه اهميت دارد ، نحوه پرداخت آن است. ليندلي كلوك مدعي است كه اگر قراردهاي مديران ارشد بر اساس نحوه ي پاسخگويي و عملكردشان تنظيم شود تا نظام هاي پرداخت كنوني( نظام پرداختي كه الان مرسوم است) ، سازمان ها و حتي كل اقتصاد عملكرد بهتري خواهد داشت.  

 

در پيش گرفتن اين رويكرد مديران را دچار نوع تحول مي كند، اما اگر مؤثر واقع شود ، قطعا" تلاشي ارزشمند است.اما پرسش............

 براستي چگونه مي توان مطمئن شد كه مؤثر واقع مي شود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 14:1  توسط مهران صادقی  | 

آمار لحظه به لحظه جهان

برای آگاهی از آخرین تغییرات در آماره های جهان مانند جمعیت، مرگ و مير، توليد غذا، توليد و مصرف انرژي و ديگر آماره ها، مي توانيد ازاین وبگاه ديدن نماييد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 20:27  توسط مهران صادقی  | 

ولادمیر پوتین و یک سخن

ولادمیر پوتین رئیس جمهور پیشین و نخست وزیر کنونی روسیه گفتاری زیبا و پرمعنی دارد که در اینجا نقل می کنم:

انتظارهای خیلی بزرگ، سرچشمه نومیدیهای خیلی بزرگ است !

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 20:1  توسط مهران صادقی  | 

" اعتماد به نفس " يگانه طريق موفقيت

براي تقويت اعتماد نفس ابتدا بايد " عزت نفس " داشت زيرا عزت نفس پله اول اعتماد به نفس است!

عزت نفس يعني " باور خويشتن" . يعني چه قدر خودمان را قبول داريم؟

اعتماد به نفس يعني:

  •   نگاه مثبت به زندگي داشتن
  •  احترام گذاشتن به خود و ديگران
  • گوش دادن به نظرات انتقادي ديگران با رويي گشاده
  • پذيرفتن نقاط ضعف خود و اينكه هيچ كس كامل نيست
  • تحسين كردن ديگران و تحسين ديگران را پذيرفتن

وقتي به خود ميگوييد:

فكر نميكنم كه بتوانم آن كار را انجام بدم در حقيقت مي گوييد: براي تحقق روياهاي خود به خويشتن اعتماد ندارم.اينجاست كه به خود اطمينان نداريد.اينجاست كه خللي در اعتماد به نفس شما بوجود مي آيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 13:26  توسط مهران صادقی  | 

حكايت ابوسعيد

حكايت ابوسعيد

روزي " ابوسعيد ابوالخير" به اتفاق يارانش از محله اي مي گذشتند كه مقداري فضولات چاه فاضلاب را به بيرون از خانه ريخته بودند ِياران ابوسعيد بيني خود را گرفته و به سرعت از محل مربوط دور شدند ولي ابوسعيد مي ايستد و با فضولات صحبت مي كند و يارانش كه از راه دور شاهد اين صحنه بودند ِ پنداشتند شيخ ديوانه شده . لحظاتي بعد شيخ به يارانش مي پيوندد و يارانش از او مپرسند:شيخ چه مي كردي؟ شيخ ميگويد: با فضولات صحبت مي كردم ِ .آنها از شما گلايه داشتند وبه من گفتند:اي شيخ! ما همان ميوه ها ِ سبزيجات و خوراكي هاي لطيف و خوشرنگ بوديم كه با زحمات زياد ِ يارانت ما را از بازار خريداري و به بهترين شكل ممكن بر سر سفره جاي دادند ِ سپس ما را خوردند. فقط چند ساعت با آنها نزديكي داشتيم كه ما را به اين روز در آوردند .حال تو پاسخ بده! ما بايد از آنها فرار كنيم يا آنها از ما؟ شاگردان شيخ شرمناك سر در گريبان كردند!

 

اما به راستي ما چه هستيم؟حقيقت وجود ما چيست؟هدف از آفرينش انسان چه بوده؟و اثر و فايده ي ما در زندگي چيست؟

ما به دنيا آمده ايم تا زندگي كنيم ِ اما چه تعريفي از زندگي داريم؟....... 

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 1:57  توسط مهران صادقی  | 

سلام دانشگاه

 

به دانشگاه ما سر بزنید

+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 17:21  توسط مهران صادقی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 4:43  توسط مهران صادقی  | 

فراموش نکن:

یکی از این روزها   هیچ یک از این روزها نیست  امروز

 روزی است که باید کاری بزرگ را اغاز کنی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 17:12  توسط مهران صادقی  | 

به خاطر بسپار

زندگی سخت ساده است  خطر کن  وارد بازی شو  چه چیزی از دست میدهی؟

با دستهای تهی امده ایم و با دستهای تهی خواهیم رفت. نه !چیزی نیست که از دست بدهیم.

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند تا سر زنده باشیم تا ترانه ی زیبا بخوانیم و فرصت به پایان

خواهد رسید . اری!

این گونه است که هر لحظه " غنیمت" است!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 17:8  توسط مهران صادقی  | 

خدایا:

هر که را بیشتر دوست داری

به او بیاموز که

دوست داشتن برتر از عشق است!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 16:43  توسط مهران صادقی  |